على آقا نورى

132

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

جماعت و گروه مستقل شيعى تلقى كرده باشند . در مجموع شايد بتوان پذيرفت كه واژه و اصطلاح شيعه براى پيروان امام على عليه السّلام پس از حادثه كربلاء رواج پيدا كرد و مشهور شد ، اما ادعاى پيدايى انديشه و تفكر شيعى و گروه پيروان رسمى و عقيدتى امام على عليه السّلام را در اين واقع نمىتوان بر پايه ادله و شواهد تاريخى استوار كرد . ه ) پيدايش تشيع در عصر امام صادق حاصل كلام صاحبان اين ديدگاه چنين است كه در قدمت وجود شيعه و تشيع به معناى حضور افرادى پراكنده با گرايش به خلافت على عليه السّلام و برترى وى بر ديگر اصحاب ترديد روا نيست ، اما آنچه از اين اصطلاح به اذهان متبادر بوده است و در محاورات عرفى كاربرد دارد چيزى غير از معناى فوق است . حقيقت اين است كه تمايز شيعه از غيرشيعه به عنوان يك فرقه ، تنها با اعتقاد به برترى على عليه السّلام و شايستگى و احقيت آن بزرگوار به خلافت و يا ورود و حضور در جرگه لشكريان وى نيست . آنچه محور اصلى و شاخصه شيعه‌گرى و اسباب تمايز آن از ديگر گروه‌هاى فكرى به حساب آمده ، همان اعتقاد به نص و وصيت براى امام على عليه السّلام است . در صورت تكيه صرف بر اعتقاد به برترى آن امام نه‌تنها مىتوان برخى از گروه‌هايى نظير معتزله بغداد را داخل حوزه تشيع دانست ، بلكه بعضى از مخالفان فكرى و سياسى تفكر شيعه نيز در زمره شيعيان خواهند بود . از طرف ديگر انديشه « نص و وصيت » براى امام على و طرح وجوب امامت و خلافت آن حضرت و افضليت او براى آن مقام بر اساس نص هيچ سابقه‌اى قبل از امام صادق عليه السّلام نداشت ، بلكه اين انديشه توسط آن حضرت و برخى از شاگردان مشهور وى نظير هشام « 1 » در ميان شيعيان پديد آمد و از طرف ساير امامان شيعه نيز پيگيرى شد . مهم‌ترين شاهد آن اين است كه عمده روايات مربوط به « نص و وصيت » مستند به

--> ( 1 ) . برخى از اين نويسندگان ، پايه‌گذار و مهندس فكرى اين عقيده را هشام بن حكم مىدانند .